خرید بک لینک
دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت 18:53 هر کس لحظه هایی دارد گاه بارانی و گاه طوفانیعشق کمی خیس شدن استبا خود ببر مرا در میان آن بارانهای دورهر کسی شعری دارد و ترانه ایعشق کمی ریتم گرفتن استبا خود ببر مرا به ریتم آن شعرهای دورهر کسی شبی دارد و قصه ایعشق کمی در رنج بودن استبا خود ببر مرا به آن شبهای دور هجری اوزگورنمترجم : پونه شاهی (0 لایک)

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 19:41

چه کیفی می دهددوست داشتنِ تووقتی ندانی و دوستت بدارموقتی ندانی و تماشایت کنمچه کیفی می دهد دوست داشتنِ تووقتی هر روز تمام راه رابه شوق دیدن روی ماهت قدم بزنم چه کیفی می دهدوقتی یک روز بی هوا از راه برسیبه چشم های همیشه عاشقم خیره شوی بگویی گاهی نگاهبهتر از هزاران دوستت دارم این زمانه استگاهی چشم هاچیزهایی را به ما می فهمانندکه زبان از گفتنشان عاجز استگاهی دلت می خواهد بگوییاما شرم میکنی از گفتنش چه کیفی می دهد عاشقِ تو بودن وقتی اینگونهدوست داشتن را به من آموختیحاتمه ابراهیم زاده

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 19:41

دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت 19:02 عشق و آزادیاین دو را میخواهمجانم را فدا میکنمدر راه عشقمو عشقم رادر راه آزادیشاندور پتوفی شاعر مجارستانی (0 لایک)

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 19:41

دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت 19:05 رازی که میانِ ماستشعرهاییستکه هیچگاه به ذهنمان خطور نکرداماسرودیمشانکودکیستکه نطفهاش بسته نشدامابه دنیا آمدحرفهاییستکه همه از ما میدانندجز من و تورازی که میانِ ماستقلبیستکه از ابتدای عشقایستاده تپید افشین یداللهی (0 لایک)

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 19:41

دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت 19:09 نه ساعتی به وقت زمستان برای احساساتم وجود داردو نه ساعتی به وقت تابستان برای شور وشوق منهمه ساعتهای دنیادر یک زمان به صدا درمی آیندوقتی که قرار من و تو از راه میرسدسعاد الصباح (0 لایک)

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 19:41

شنبه 23 دی 1396 ساعت 12:42 در خاطراتِ من و توجای سفرخالیستجای یک روزِ تمامکنار هم بودنخالیستجای یک دلِ سیرپرسه زدن در خیابان هاخالیستجای چند دقیقه گپ زدنبا خیالِ راحتخالیستجای بوسهخالیستو ماهنوزعاشقِ همیمهنوزخاطراتِ بی تصویرخاطراتِ بی صداشعر می شودنقش می شودسفرپرسهگپبوسهمی شودو همهخاطراتِ من و تو رابرای همتعریف می کنندافشین یداللهیکتاب روزشمار یک عشق (2 لایک)

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 10:23

یکشنبه 17 دی 1396 ساعت 18:25 یقین دارمتو را دوست دارممن تو را صادقانه دوست دارمتو را به دور از غروربه دور از ریامثل کودکی به دور از دروغتو را مثل نیمه ی جانمثل لحظه ی اولین دیداراولین بوسهاولین آغوشمن تو را عاقلانه دوست دارمشیما سبحانی (0 لایک)

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 0:40

یکشنبه 17 دی 1396 ساعت 18:28

ترس از عشق
ترس از زندگی است
آنان که از عشق دوری می کنند
مردگانی بیش نیستند
عشق در نمی زند
به یکباره می اید
و آن ها که پسش می زنند
بزرگترین بازنده های
دنیا هستند

برتراند راسل

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 0:40

این دل پر درد را چندان که درمان میکنمگویا یک درد را بر خود دو چندان میکنمبلعجب دردی است درد عشق جانان کاندرودردم افزون میشود چندان که درمان میکنمچند گویی توبه آن از عشق و زین ره باز گردچون توانم توبه چون این کار از جان میکنماز میان جان نگیرد عشق او هرگز کنارکز میان جان هوای روی جانان میکنماین

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 6:34

آه ای ویولِتاکه ناگاه به زیر سایه سار عشقبه روی دیدگان من آشکار می شویو زخم قلب شکسته ام رابه این رنج می افزاییمنی که دلم تمنّای تو می کندو از اشتیاق تو خواهد مردآه تو ای ویولِتاکه سیمایی فراسوی انسان داری آتشی که در جان من افروختیاز الطاف توستکه در تجلی تو باز یافته امو در پس آنروح مرا نیز گداختیو

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 6:34

به سینه می زندم سر ، دلی که کرده هوایتدلی که کرده هوای کرشمههای صدایتنه یوسفم ، نه سیاوش ، به نفس کشتن و پرهیزکه آورد دلم ای دوست ، تاب وسوسههایتترا ز جرگهی انبوه خاطرات قدیمیبرون کشیدهام و دل نهادهام به صفایتتو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیستنمیکنم اگر ای دوست ، سهل و زود ، رهایتگره به ک

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 6:34

دستان تو چند سال دارند ؟
درختان پرگره
به موهای من که دست میکشند
بهار میشوند
بوی ریشههایی که از خواب برخاستهاند
زمزمه زمین
پشت خمیده پاییز را
میشکند
باد بهار
در میان انگشتان خشکیده میرقصد
گردن سبزم را
بیشتر خم میکنم
لبریزم از این هرم اشتیاق
که پوست گرم تنم را
زیر دستان تو
حس کنم

هالینا پوشویاتوسکا

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 6:34

قرار است تو به ملاقات من بیاییو اگر این راست باشدباید چین های صورت معصومم را اُتودشت پژمرده و غمگین  آهوان چشمانم  را رفوو گیسوان برفی ام را با سرعت نور زیر گرم ترین ظهر تابستان بلوچستان شرابی کنمقرار است که تو به ملاقات من بیاییو اگر این راست باشدباید  باطری نو برای سَمعکم بگذارمو یک

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 6:34

عشق
نه در لبان زنان است
و نه در اندام آنان
عشق
زیر پلک های یک زن جای دارد
و او در زیر پلک هایش نگه می دارد
مرد را

زن
هر قدر هم که بشکند دلش
هیچ اشکی نمی ریزد
فقط چشمانش را می بندد محکم و سفت
و مرد
 در همان جا می ماند

زن
هرگز
فراموش نمی کند
هرگز
رها نمی کند
مرد را

ازدمیر آصف
ترجمه : علیرضا شعبانی

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 6:34

خیلی چیزها شروع میکنند به افتادن
مثل فصلها ، برگها
روزها و شبها
و بعد دوباره برمیخیزند
آن افتادنها بیصداست
اما افتادن قلب مرا همه شنیدند
انکار نمیکنم
عاشقت هستم
آنکه عاشق ترست قوی ترست

چیستا یثربی

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 6:34

هر بار
که سر بر شانه ام می نهی
هنگام که غرق در طره ی موهایت می شوم
در بیشه ی گیسوانت
چونان پروانه ای سرگردان
گم می شوم و باز نمی آیم

هر بار که دست در دستانم می گذاری
پنج انگشتم
پنج ماهیِ کوچک می شوند
می روند در ژرفای دیدگانت
گم می شوند و باز نمی آیند

و هنگام
که به پیکر خود باز می گردم
آن دَم است
که می بینم تنهایم وُ
تو
اینجا نیستی

شیرکو بیکس
ترجمه : بابک زمانی

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 6:34

چه کرده ای
که از پشت فرسنگها و سالها فاصله
بی آنکه ببینمت
بی آنکه لمست کنم
بی آنکه هرگز بوسیده باشمت
ازآنِ تو شدم
متعهدترین لااُبالی دنیا
احساس می کنم بکارت ذهنم
درحال ترمیم است
به کارَت میآیم ؟

افشین یداللهی

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 6:34

روزی فرا میرسد که انسان فراموش میکندحتی دوست داشتنیترین خاطرهها رااقلا تو هر شب با صدای خستهوقتی عقربه روی ساعت دوازده ایستادفراموشم نکنزیرا من هر شب در آن ساعتبا تو زندگی کرده ، به تو فکر میکنمدر خیالم ، پریشان حال قدم میزنمتو هم جایی که تاریکی سکوت میکندفراموشم نکندر آن ساعت خندهات پاشیده

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 6:34

ای نوبهار خندان از لامکان رسیدیچیزی بیار مانی از یار ما چه دیدیخندان و تازه رویی سرسبز و مشک بوییهمرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدیای فضل خوش چو جانی وز دیدهها نهانیاندر اثر پدیدی در ذات ناپدیدیای گل چرا نخندی کز هجر بازرستیای ابر چون نگریی کز یار خود بریدیای گل چمن بیارا میخند آشکارازیرا سه ماه پن

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 13:22

نه در نگاه اول
بلکه عشق در آخرین نگاه است
زمانی که می خواهد از تو جدا شود
آن گونه که به تو می نگرد
به همان اندازه دوستت داشته است

ناظم حکمت
ترجمه : سینا عباسی هولاسو

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 13:22

اِمسال

جای عیدی
شعری برای من بگو
که گُل از گُلِ تمامِ لحظه هایم بشکفد

مینا آقازاده

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 13:22

درتنهایی
به همدیگرمی اندیشیم
درکنارهم نیز
به تنهایی ؟

عبدالقادر سعید
ترجمه : خالد بایزیدی

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 13:22

 شبانه شعری چگونه توان نوشت

تا هم از قلبم سخن گوید هم از بازویم ؟

شبانه
شعری چنین
چگونه توان نوشت ؟

من آن خاکستر سردم که در من
شعله ی همه عصیان هاست
 
من آن دریای آرامم که در من
فریاد همه توفان هاست

من آن سرداب تاریکم که در من
آتش همه ایمان هاست

احمد شاملو

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 13:22

صبوری کردم و بستم نظر از ماه سیماییکه دارد چون من بیتاب هر سو ناشکیباییبه حسرت زین گلستان با صد افغان رفتم و بردم<به دل داغ فراق لالهرویی سرو بالاییبه ناکامی دو روز دیگر از کوی تو خواهم شدبه چشم لطف بین سوی من امروزی و فرداییبه کام دل چو با اغیار می نوشی به یاد آورز ناکامی از خون جگر پیمانه پیما

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 13:22

رقابتی همیشگی است
میان من و
آن شمع کوچک اتاق عشق بازی مان
امشب من زودتر تمام می شوم
یا آن شمع ؟

اورهان ولی

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 13:22

بیا به غار برگردیمبه بدویترین بوسههاکه بوی عقدنامه و مهریه نمیدادندتا عریانیزننده به حساب نیایدو زیباترین هدیهی جهانآتشی باشد که یک روز راصرف روشن کردنش کنم برای توبیا به غار برگردیمبه روزگاری کهمایکروویو و تلویزیون را نمیشناختو در آن رنگینکماناتفاقِ بزرگی بوددنداندردخدا را به یادِ ما میآورد

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 13:22

زنِ  دیوانه ی عاشق
نه دل به دریا می زند
نه سر به کوه و بیابان می گذارد
و نه راهِ صحرا را پیش می گیرد
زنِ دیوانه ی عاشق
ناگهان
دست تو را در دستِ  زندگی می گذارد
و به غار تنهایی اش بر می گردد

نسترن وثوقی

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 13:22

ساقیا آمدن عید مبارک بادت                   وان مواعید که کردی مرواد از یادتدر شگفتم که در این مدت ایام فراق      برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادتبرسان بندگی دختر رز گو به درآی &nb

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت: 20:48

عشق عشق میآفریند
 عشق زندگی میبخشد
 زندگی رنج به همراه دارد
 رنج دلشوره میآفریند
 دلشوره جرأت میبخشد
 جرأت اعتماد به همراه دارد
 اعتماد امید میآفریند
 امید زندگی میبخشد
 زندگی عشق میآفریند
 عشق عشق میآفریند

مارگوت بیکل
ترجمه : احمد شاملو

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت: 20:48

یک موی ترا هزار دام است
یک روی ترا هزار نام است

زان سرو به بوستان بلند است
کز قد تو قایم المقام است

گر مه به تو ناتمام پیوست
رخسار تو ، ماه من تمام است

زلف سیهت فتاده در پای
بهر دل خلق پای دام است

دانا لب تو ، اگر ببوسد
فتوی ندهد که می حرام است

می بگذارد دل از تو ، زیراک
تو آبی و آن سفال خام است

خسرو به تو هم عنان نخواهم
زین توسن چرخ بدلگام است

امیرخسرو دهلوی

برچسب: نویسنده: علی رستگار تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت: 20:48

صفحه بندی